ق.ن 1 : دوستان عزیز که در این مدت من رو با نظرات و پیشنهادات و انتقادات و تهدید ها و ... شرمنده کردید از همتون سپاسگزارم.
به علت مسائل کاری مجبور شدم مدتی رو به یکی از شهرهای شرقی کشور کوچ کنم. اینجا به اینترنت دسترسی ندارم. مجبورم مدتی اینجا ننویسم و پاسخ الطاف شما رو نمی تونم بدم.امیدوارم من رو ببخشید. منتظر من باشید تا برگردم.
ق .ن 2 : وقتی داشتم این مطلب را تایپ می کردم یاد یکی از ترانه های داریوش اقبالی افتادم که البته اصلا ارتباطی به این مطلب ندارد.وقتی در گوگل نام داریوش اقبالی و این ترانه را تایپ کردم با پیام فیلترینگ مواجه شدم! جالب بود که نام داریوش فیلر نیست اما نام این ترانه فیلتر شده است!!!!
شما هم امتحان کنید : ترانه ی " آهای جوون " با صدای داریوش اقبالی"
به نظر شما کودتاچیان از دانلود کردن ترانه ها و گوش دادن مردم به آن ها می ترسند؟؟!
---------------------
پیرامون آغاز سال تحصیلی و ترس کودتاچیان و رهبری از نقش موثر دانشگاه و جوانان در احیای جنبش سبز مردم ایران و کشیده شدن دامنه ی مبارزات مدنی و مسالمت آمیز به دانشگاه و وظایف دانشجویان در این جبهه، مطالب بسیار مفیدی نگاشته شده است. پس در این یادداشت سعی می کنم از تکرار مکررات بپرهیزم و به نکاتی بپردازم که اگر چه نیاز به تذکر در باره ی آن ها نیست اما نباید هیچ گاه از آن ها غافل شویم.
منتظر نظرات و نکات مهم از دید خوانندگان سبز اندیش هستم.
اولین و مهم ترین مسئله ای که باید به آن توجه شود و البته از روز اول همیشه به آن توجه شده حفظ اتحاد و همبستگی سبز ها است.
بدون شک همه ی ما عقاید و افکاری داریم که هم برای ما و هم برای سایرین محترم بوده و هست اما نباید اجازه دهیم این اختلاف سلیقه که البته لازمه ی پویایی و حیات یک جامعه سیاسی است منجر به ایجاد تفرقه و چند دستگی شود،بلکه باید با هوشیاری و دقت سعی کنیم در عین تکثر ،اتحاد داشته باشیم و شعار " وحدت در عین کثرت " را که در بین اصولگرایان تبدیل به یک شعار کلیشه ای شده و در حد حرف باقی مانده را دوباره زنده کنیم.توجه داشته باشید که علت اصلی شکست نیروهای اپوزیسیون و عدم رسیدن به حداقل اهداف همین تفرقه و چند دستگی بوده و هست.
مهندس موسوی در آخرین بیانیه ی خود با هوشمندی به این موضوع اشاره کردند و دیدگاه اسلام را در این مورد تذکر دادند:
"سی سال پیش از این امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و تفاوتهایشان بر روی درد مشترکی که تمامی آنان را میآزرد همصدا شوند. چقدر این پیام با سخن امروز ما نزدیک است؛ اسلام نگفته است برای آن که وحدت پیدا کنیم باید مثل هم بیندیشیم. آن وحدتی که ما بدان دعوت شدهایم در عین قبول تفاوتهاست و قدس روزی است كه مسلمانان باید با تحمل تنوع در دیدگاههای خود درمان دردهای مشتركشان را دنبال کنند"
خوب دقت کنید : واژه های "درد مشترک" و "وحدت" در این پیام ما را به اتحاد بر اساس مشکلات این روزها فرا می خوانند.
نکته ی دیگر یادآوری این موضوع به خود و دوستان و اطرافیان است که جنبش سبز مردم ایران به هیچ وجه دنبال براندازی نظام از نوع نرم یا سخت آن!! نبوده و نیست. باید به همه تذکر دهیم که ما قصد انقلاب نداریم چرا که معتقدیم انقلاب کورکورانه همچون انقلاب 57 که پدران و مادران ما در آن نقش داشتند و تغییر نظام حاکم چیزی به جز عقب ماندگی ( حداقل 30 الی 40 سال) و متحمل شدن هزینه های سنگین برای ما به ارمغان نخواهد آورد.
همه ی مردم باید بدانند که جنبش سبز مخالف نظام نیست،بلکه با کسانی مشکل دارد که به نام نظام و حفظ آن خود را مجاز به انجام هر کاری مانند شکنجه و جنایت و سرکوب و ... می دانند.
ما با سردمداران نظام مشکل داریم ،چرا که آن ها دین را به ابزاری برای بقای خود تبدیل کرده اند و استبداد دینی را بدعت گذاشته اند. ما با دولتی مشکل داریم که دروغ،ریا، بی اخلاقی و دزدی را در جامعه ترویج داده است.
ما بر خلاف باورهای جناح حاکم به دنبال انقلاب مخملی و رنگی نیستیم زیرا به خوبی می دانیم قانون اساسی جمهوری اسلامی ظرفیت ایجاد یک جامعه ی آزاد،موفق،پویا و سالم را دارد اما متاسفانه بخش هایی از این ظرفیت و پتانسیل در طول سی سال گذشته مغفول مانده و رئیس جمهور منتخب مردم ایران، مهندس میر حسین موسوی نیز با عنایت به همین ظرفیت های بالقوه ما را به ادامه ی راه سبز امید فرا خواندند.
قسمت هایی از بیانیه ی شماره 11 مهندس موسوی را با هم مرور می کنیم:
" قانون اساسی ما پر از ظرفیتهایی است که هنوز به فعلیت نرسیدهاند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونهای برخورد میکنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفادههای بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیتها، آن هم تمامی این ظرفیتها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعهای یکپارچه است و نباید بر روی بخشهایی از آن که منافع اشخاص و یا گروههایی خاص را تامین میکند به صورت اغراقآمیز تاکید شود و بخشهایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دستاندرکاران را به خشم میآورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیکناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامهها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیتها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافتهای دولتی در خزانهداری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بیطرفی آن و . . . هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص دادهاند؛"
ایشان در بیانیه ی شماره ی 13 هم به همین موضوع اشاره کردند :
" ما خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به اصالت اخلاقی نخستینش هستیم. ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را میخواهیم، و آنانی را ساختارشکن و هرج ومرج طلب میشناسیم که با بهانه و بیبهانه از موازین اسلامی عدول میکنند و بنا بر امیال شخصی به تعطیل اصول قانون اساسی دست میزنند."
و اما نکته ی آخر توجه به شعار های " هر ایرانی یک رسانه " و " هر سرباز یک رهبر، هر رهبر یک سرباز" است.
باز هم باید ثابت کنیم که بر خلاف اتهام زنی های جریان کودتاچی مردم سبز ایران در این جنبش آزادی خواهی کورکورانه به دنبال کسی راه نیافتادند و از رسانه های بیگانه خط نمی گیرند ،بلکه بنا بر اعتراف بسیاری از بزرگان اصلاح طلب و تحلیلگران این اشخاص هستند که به دنبال مردم می روند.
از طرفی دیگر جنبش سبز مردم ایران از جهت بهره گیری از رسانه های مختلف و ابزار پیام رسانی بی همتا بوده است و از این حیث نمونه ای ندارد. اما باید توج داشته باشیم که در جامعه ای زندگی می کنیم که عده ای از افراد فقط به رادیو و تلویزیون ( رسانه ی میلی ضرغامی و دوستان) و روزنامه ها دسترسی دارند و به علت عدم آشنایی یا دسترسی به اینترنت بسیاری از اخبار را دریافت نمی کنند.معمولا در بین اعضای یک خانواده نیز یک یا دو نفر پیگیر اخبار هستند و دقیقا همین جاست که نقش افرادی که به رسانه هایی همچون اینترنت و ماهواره دسترسی دارند در " رسانه بودن" پر رنگ تر می شود.
مهم ترین اقداماتی که باید در این راستا انجام داد را در موارد زیر می توان خلاصه کرد :
1- جمع آوری اخبار و بیان خلاصه آن ها برای اعضای خانواده و دوستان
2- تهیه ی تصاویر و ویدئو های مربوط به جنبش سبز و پخش آن ها بین دوستان،همکاران و ...
نقش تلفن های همراه و فن آوری بلوتوث در این مورد غیر قابل انکار است.
3-در صورت امکان چاپ برخی از اخبار یا بیانیه ها و در اختیار سایرین قرار دادن
به عنوان مثال : هنگامی که به مهمانی می رویم یا مهمان داریم می توانیم این نامه ها یا بیانیه ها را برای مطالعه در اختیار آن ها قرار دهیم.
4- چاپ خبرنامه های مختصر و البته مفید و توزیع آن ها بین همکلاسی ها ، همکاران و مردم در فضا های عمومی
البته مورد آخر باید با احتیاط بیشتری انجام شود.
گوشه ای از بیانیه ی شماره ی 11 مهندس موسوی در این رابطه را بخوانیم :
" جمعهای خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانونهای فرهنگی و ادبی، انجمنها، احزاب، جمعیتها، تشکلهای صنفی، نهادهای حرفهای، گروههایی که با هم ورزش میکنند یا در رویدادهای هنری حاضر میشوند، حلقه همکلاسیها، گروه فارغالتحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافتهاند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعههای کوچک عضویت داریم و این دستمایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هستههای جامعه ماست. بلكه تجربیات اخیر نشان داد خردهرسانههایی که از این روابط زاده میشوند میتوانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیتهای این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد. "
البته این موارد همیشه مورد توجه مردم سبز ایران بوده است اما باید گاهی اوقات نیم نگاهی به آن ها داشته باشیم و فراموش نکنیم اگر چه این وظایف بر عهده ی همه ی مردم است اما جوانان و دانشجویان که اکثریت این جامعه ی سبز را تشکیل می دهند وظایف سنگین تری بر دوش دارند و باید نقش موثرتری ایفا کنند.
سبز باشید چرا که سبزها زنده اند.






هوگو چاوز و نائومی کمپبل ستاره ی انگلیسی فیلم های پورنو




