قدرت شريعت مدار هم قدرت و هم شريعت را فاسد می سازد-دکتر عبدالکریم سروش سبزها زنده اند!

Tuesday، September 29، 2009

نقش موثر جوانان و دانشجویان در راه سبز امید

ق.ن 1 : دوستان عزیز که در این مدت من رو با نظرات و پیشنهادات و انتقادات و تهدید ها و ... شرمنده کردید از همتون سپاسگزارم.

به علت مسائل کاری مجبور شدم مدتی رو به یکی از شهرهای شرقی کشور کوچ کنم. اینجا به اینترنت دسترسی ندارم. مجبورم مدتی اینجا ننویسم و پاسخ الطاف شما رو نمی تونم بدم.امیدوارم من رو ببخشید. منتظر من باشید تا برگردم.

ق .ن 2 : وقتی داشتم این مطلب را تایپ می کردم یاد یکی از ترانه های داریوش اقبالی افتادم که البته اصلا ارتباطی به این مطلب ندارد.وقتی در گوگل نام داریوش اقبالی و این ترانه را تایپ کردم با پیام فیلترینگ مواجه شدم! جالب بود که نام داریوش فیلر نیست اما نام این ترانه فیلتر شده است!!!!

شما هم امتحان کنید : ترانه ی " آهای جوون " با صدای داریوش اقبالی"

به نظر شما کودتاچیان از دانلود کردن ترانه ها و گوش دادن مردم به آن ها می ترسند؟؟!

---------------------

پیرامون آغاز سال تحصیلی و ترس کودتاچیان و رهبری از نقش موثر دانشگاه و جوانان در احیای جنبش سبز مردم ایران و کشیده شدن دامنه ی مبارزات مدنی و مسالمت آمیز به دانشگاه و وظایف دانشجویان در این جبهه، مطالب بسیار مفیدی نگاشته شده است. پس در این یادداشت سعی می کنم از تکرار مکررات بپرهیزم و به نکاتی بپردازم که اگر چه نیاز به تذکر در باره ی آن ها نیست اما نباید هیچ گاه از آن ها غافل شویم.

منتظر نظرات و نکات مهم از دید خوانندگان سبز اندیش هستم.

اولین و مهم ترین مسئله ای که باید به آن توجه شود و البته از روز اول همیشه به آن توجه شده حفظ اتحاد و همبستگی سبز ها است.

بدون شک همه ی ما عقاید و افکاری داریم که هم برای ما و هم برای سایرین محترم بوده و هست اما نباید اجازه دهیم این اختلاف سلیقه که البته لازمه ی پویایی و حیات یک جامعه سیاسی است منجر به ایجاد تفرقه و چند دستگی شود،بلکه باید با هوشیاری و دقت سعی کنیم در عین تکثر ،اتحاد داشته باشیم و شعار " وحدت در عین کثرت " را که در بین اصولگرایان تبدیل به یک شعار کلیشه ای شده و در حد حرف باقی مانده را دوباره زنده کنیم.توجه داشته باشید که علت اصلی شکست نیروهای اپوزیسیون و عدم رسیدن به حداقل اهداف همین تفرقه و چند دستگی بوده و هست.

مهندس موسوی در آخرین بیانیه ی خود با هوشمندی به این موضوع اشاره کردند و دیدگاه اسلام را در این مورد تذکر دادند:

"سی سال پیش از این امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و تفاوت‌هایشان بر روی درد مشترکی که تمامی آنان را می‌آزرد همصدا شوند. چقدر این پیام با سخن امروز ما نزدیک است؛ اسلام نگفته است برای آن که وحدت پیدا کنیم باید مثل هم بیندیشیم. آن وحدتی که ما بدان دعوت شده‌ایم در عین قبول تفاوت‌هاست و قدس روزی است كه مسلمانان باید با تحمل تنوع در دیدگاه‌های خود درمان دردهای مشترك‌شان را دنبال کنند"

خوب دقت کنید : واژه های "درد مشترک" و "وحدت" در این پیام ما را به اتحاد بر اساس مشکلات این روزها فرا می خوانند.

نکته ی دیگر یادآوری این موضوع به خود و دوستان و اطرافیان است که جنبش سبز مردم ایران به هیچ وجه دنبال براندازی نظام از نوع نرم یا سخت آن!! نبوده و نیست. باید به همه تذکر دهیم که ما قصد انقلاب نداریم چرا که معتقدیم انقلاب کورکورانه همچون انقلاب 57 که پدران و مادران ما در آن نقش داشتند و تغییر نظام حاکم چیزی به جز عقب ماندگی ( حداقل 30 الی 40 سال) و متحمل شدن هزینه های سنگین برای ما به ارمغان نخواهد آورد.

همه ی مردم باید بدانند که جنبش سبز مخالف نظام نیست،بلکه با کسانی مشکل دارد که به نام نظام و حفظ آن خود را مجاز به انجام هر کاری مانند شکنجه و جنایت و سرکوب و ... می دانند.

ما با سردمداران نظام مشکل داریم ،چرا که آن ها دین را به ابزاری برای بقای خود تبدیل کرده اند و استبداد دینی را بدعت گذاشته اند. ما با دولتی مشکل داریم که دروغ،ریا، بی اخلاقی و دزدی را در جامعه ترویج داده است.

ما بر خلاف باورهای جناح حاکم به دنبال انقلاب مخملی و رنگی نیستیم زیرا به خوبی می دانیم قانون اساسی جمهوری اسلامی ظرفیت ایجاد یک جامعه ی آزاد،موفق،پویا و سالم را دارد اما متاسفانه بخش هایی از این ظرفیت و پتانسیل در طول سی سال گذشته مغفول مانده و رئیس جمهور منتخب مردم ایران، مهندس میر حسین موسوی نیز با عنایت به همین ظرفیت های بالقوه ما را به ادامه ی راه سبز امید فرا خواندند.

قسمت هایی از بیانیه ی شماره 11 مهندس موسوی را با هم مرور می کنیم:

" قانون اساسی ما پر از ظرفیت‌هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده‌های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت‌ها، آن هم تمامی این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن و . . . هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛"

ایشان در بیانیه ی شماره ی 13 هم به همین موضوع اشاره کردند :

" ما خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به اصالت اخلاقی نخستینش هستیم. ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را می‌خواهیم، و آنانی را ساختارشکن و هرج‌ ومرج‌ طلب می‌شناسیم که با بهانه و بی‌بهانه از موازین اسلامی عدول می‌کنند و بنا بر امیال شخصی به تعطیل اصول قانون اساسی دست می‌زنند."

و اما نکته ی آخر توجه به شعار های " هر ایرانی یک رسانه " و " هر سرباز یک رهبر، هر رهبر یک سرباز" است.

باز هم باید ثابت کنیم که بر خلاف اتهام زنی های جریان کودتاچی مردم سبز ایران در این جنبش آزادی خواهی کورکورانه به دنبال کسی راه نیافتادند و از رسانه های بیگانه خط نمی گیرند ،بلکه بنا بر اعتراف بسیاری از بزرگان اصلاح طلب و تحلیلگران این اشخاص هستند که به دنبال مردم می روند.

از طرفی دیگر جنبش سبز مردم ایران از جهت بهره گیری از رسانه های مختلف و ابزار پیام رسانی بی همتا بوده است و از این حیث نمونه ای ندارد. اما باید توج داشته باشیم که در جامعه ای زندگی می کنیم که عده ای از افراد فقط به رادیو و تلویزیون ( رسانه ی میلی ضرغامی و دوستان) و روزنامه ها دسترسی دارند و به علت عدم آشنایی یا دسترسی به اینترنت بسیاری از اخبار را دریافت نمی کنند.معمولا در بین اعضای یک خانواده نیز یک یا دو نفر پیگیر اخبار هستند و دقیقا همین جاست که نقش افرادی که به رسانه هایی همچون اینترنت و ماهواره دسترسی دارند در " رسانه بودن" پر رنگ تر می شود.

مهم ترین اقداماتی که باید در این راستا انجام داد را در موارد زیر می توان خلاصه کرد :

1- جمع آوری اخبار و بیان خلاصه آن ها برای اعضای خانواده و دوستان

2- تهیه ی تصاویر و ویدئو های مربوط به جنبش سبز و پخش آن ها بین دوستان،همکاران و ...

نقش تلفن های همراه و فن آوری بلوتوث در این مورد غیر قابل انکار است.

3-در صورت امکان چاپ برخی از اخبار یا بیانیه ها و در اختیار سایرین قرار دادن

به عنوان مثال : هنگامی که به مهمانی می رویم یا مهمان داریم می توانیم این نامه ها یا بیانیه ها را برای مطالعه در اختیار آن ها قرار دهیم.

4- چاپ خبرنامه های مختصر و البته مفید و توزیع آن ها بین همکلاسی ها ، همکاران و مردم در فضا های عمومی

البته مورد آخر باید با احتیاط بیشتری انجام شود.

گوشه ای از بیانیه ی شماره ی 11 مهندس موسوی در این رابطه را بخوانیم :

" جمع‌های خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعههای کوچک عضویت داریم و این دست‌مایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هسته‌های جامعه ماست. بلكه تجربیات اخیر نشان داد خرده‌رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند می‌توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد. "

البته این موارد همیشه مورد توجه مردم سبز ایران بوده است اما باید گاهی اوقات نیم نگاهی به آن ها داشته باشیم و فراموش نکنیم اگر چه این وظایف بر عهده ی همه ی مردم است اما جوانان و دانشجویان که اکثریت این جامعه ی سبز را تشکیل می دهند وظایف سنگین تری بر دوش دارند و باید نقش موثرتری ایفا کنند.

سبز باشید چرا که سبزها زنده اند.

Monday، September 21، 2009

نامه من به احمد توکلی در پاسخ به نامه او به آقایان موسوی و خاتمی

ق.ن 1 : آن روزهایی که دوستان بلاگفا نویس من را تشویق به نوشتن در بلاگفا می کردند و پاسخ من این بود که این عزیزان به آزادی بیان و اندیشه اعتقادی ندارند و از آن بدتر دست در دست دولت مهرورز !! و کودتاچی فعالیت می کنند،شاید کسی حرف من را جدی نمی گرفت! اما امروز یک نمونه از آن را مشاهده کردم. وبلاگ آدم و حوا را مسئولان نسبتا محترم بلاگفا را با پیام زیر حذف کردند:

این وبلاگ به یکی از دلایل زیر مسدود شده است

  • دستور مراجع قانونی جهت مسدود سازی وبلاگ
  • تخطی از قوانین استفاده از سایت
  • انتشار محتوای غیر اخلاقی یا محتوایی که براساس قوانین کشور تخلف است

نسخه ی جدید وبلاگ آدم و حوا را می توانید در این آدرس مشاهده کنید

ق.ن 2 : وبلاگ جنبش سبز مردم ایران هم دومین قربانی سانسور اینترنتی بلاگفا شد!

این وبلاگ هم به بلاگ اسپات منتقل شد

جنبش سبز مردم ایران

---------------------------------------

جناب آقای توکلی

سلام

نامه ی شما خطاب به آقایان موسوی و خاتمی را خواندم ، نامه ای سراسر غرض و حرص! بر آن شدم به عنوان قطره ای از موج سبز که شما در نامه تان به ناحق تهمت هایی را به آن روا داشتید پاسخی برای شما بنگارم. البته پاسخ من از جانب خودم هست و این حق را برای این دو عزیز و همه ی مردم سبز ایران قائلم که بر خلاف خواسته ی شما که در پایان نامه تان به آن اشاره کردید که کسی نباید به آن پاسخ دهد که پاسخی برای آن داشته باشند البته نه به مانند نامه ی سراسر تهمت و برچسب شما!!

جناب آقای توکلی!

در مورد حوادث سه ماه گذشته که به آن اشاره داشته اید باید عرض کنم خود حضرتعالی به خوبی می دانید که آتش این فتنه را چه کسانی بر افروختند! کسانی که آرای مردم را مصادره کردند و پاسخ سئوال آنها را که " رای ما چه شد؟" را با چوب و چماق ، گاز اشک آور ، گلوله و بازداشت و در آخر با شکنجه و تجاوز دادند و در "رسانه ی میلی" آقای ضرغامی مردمی را که تا روز قبل از انتخابات ،حضور آن ها به منزله ی مشت محکمی بر دهان دشمنان و بیگانگان بود را خس و خاشاک و اغتشاشگر نامیدند.

جای بسی تعجب است که شما و همفکرانتان هنوز سر در برف فرو برده اید و تقلب گسترده در انتخابات و تخلفات قبل و بعد از آن را انکار می کنید و هنوز مردم را متهم به حرکت بر خلاف قانون می کنید و از قانون تفسیری را دارید که به نفع شما و دوستانتان است!

اشاره ای به روز قدس و شعار های آن داشتید.جای خوشحالی دارد که حداقل شما مانند سایر همفکرانتان حضور مردم را انکار نمی کنید و آنها را چند صد نفر آشوبگر نمی دانید.اما لازم می دانم در مورد شعارها نکاتی را خدمت شما عرض کنم :

آقای توکلی!

به این مردم حق بدهید که وقتی از یک طرف این همه ی صحنه ی ناراحت کننده را در این کشور می بینند و صحنه هایی از زندگی اسف بار هموطنان خود را در کنار خیابان ها و خرابه های شهر نظاره گر هستند و از طرف دیگر خبر کمک های میلیاردی دولت و نمایندگان خود در مجلس را به حماس و حزب الله می شنوند این گونه واکنش دهند. ناگفته نماند که در کنار شعار " نه غزه ،نه لبنان ،جانم فدای ایران " مردم شعار های دیگری هم دادند مانند " درود بر فلسطین،جانم فدای ایران" یا شعاری که در آن از مردم غزه حمایت می خواستند : " امان از این جنایت،غزه بیا حمایت!!" کسی منکر این نیست که باید به فکر همنوع بود و ایرانی ها همیشه ثابت کردند که در حرکت های بشر دوستانه حتی از شما و مسئولین هم جلو تر حرکت کردند اما از یاد نبرید که ما ایرانی ها یک ضرب المثل مشهور دارند که الحق وصف این روزهای ملت ایران است: " چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است "

آقای توکلی!

شما که از شعار " مرگ بر دیکتاتور " مردم خونتان به جوش آمده و تاب تحمل آن را نداشته اید با چه توجیهی در مقابل شعار " مرگ بر سازشکار " هم قطارانتان سکوت می کنید؟! بهتر از من می دانید که مخاطب این شعار کیست: همان کسی که شعار " مرگ بر آمریکا " را خشونت بار خواند. رفتار های دوگانه ی شما تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟ نظرتان راجع به شعار " مرگ بر منافق" که حامیان و چماق به دستان دولت کودتا در روز قدس هنگام حمله به مردم،آنان را با این شعار خطاب قرار می دادند چیست؟ مشخص است که افرادی که این شعار را می دهند هنوز معنی عبارت "منافق" را نمی دانند! سال گذشته در مراسم روز دانشجو سرکار خانم اعظم طالقانی به درستی پاسخ این دوستان نادان را دادند، ایشان فرمودند : منافق کسی است که در حضور شما مدح شما را می گوید و از شما حمایت می کند،اما در خلوت خود می گوید فریبش دادم و اصولا اعتقادی به شما و حمایت از شما ندارد. – نقل به مضمون- حال خود قضاوت کنید که در این ایام چه کسانی رفتار منافق گونه دارند؟ دلسوزانی مانند آقایان موسوی،خاتمی،کروبی، مراجع منتقد و عزیزانی که در زندان هستند یا اشخاصی مانند آقایان با هنر،رضایی و لاریجانی که سیاست میخ و نعل را در پیش گرفتند و می خواهند هم دل رهبری را شاد نگاه دارند و هم وجهه مردمی خود را حفظ کنند؟ اما در مورد شعار آخر، آقای توکلی! اشتباه شنیده اید!!! مردم می گفتند : " ما اهل کوفه نیستیم،پول بگیریم بایستیم"، فکر می کنم لزومی ندارد در مورد این شعار برای شما توضیحی دهم چرا که خوب می دانید مبنای آن چیست؟ و بهتر از من شرح حقوق و مزایای چماق به دستان نظام را شنیده اید و حتما اتوبوس هایی را که در روزهای نماز جمعه و روز قدس مردم را از ورامین ، اسلام شهر،شهریار، رودهن،دماوند و ... با وعده ی حق ماموریت و حقوق ساعتی به تهران می آورند را دیده اید. ماجرای پول های در پاکت که در مجلس (که به ظاهر نام خانه ی ملت بر آن نهاده اید ولی مردم در آن جایی ندارند) رد و بدل می شود را هم یقینا از نزدیک شاهد بودید!

آقای توکلی!

امام (ره) در مورد روز قدس فرمودند : "روز قدس جهانی است، و روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد.روز قدس،روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است.روزی است که باید سرنوشت ملت های مستضعف معلوم شود.باید ملت های مستضعف در مقابل مستکبرین اعلان وجود کنند"

آقای توکلی!

امام (ره) فرمودند : " پشتیبان ولایت فقیه باشید" یا از به تعبیر پایه گذار اصلی نظریه ولایت فقیه –حضرت آیت الله منتظری- "حکومت ولایت نظامی " حمایت کنید؟ پاسخ این سئوال به قول حضرتعالی آن قدر روشن است که کسی را یارای انکار نیست.

آقای توکلی!

امام (ره) فرمودند : " پشتیبان ولایت فقیه باشید" نه پشتیبان استبداد دینی و تفکرات متحجرانه نظیر مکتب حجتیه که اسلام طالبانی را قبول دارد. امام (ره) بارها از روی نگرانی و دلسوزی نسبت به مسلط شدن این تفکر هشدار داده اند. آری! حق با شماسن. امام (ره) فرمودند : " جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد" اما آیا امروز ما در حال نزدیک شدن به تفکر خلیفه ای و "حکومت اسلامی" نیستیم؟

سئوال اینجاست که : چرا شما فقط بخش هایی از پندهای امام (ره) را که موید رفتارهای شماست را به یاد دارید.

آقای توکلی!

نگارش چنین نامه ای و توصیف جنبش سبز مردم ایران به این شکل از انصافی که از شما سراغ داشتیم به دور بود،اما بسیار شادمانم که با نوشتن این نامه اندیشه ها و تفکرات واقعی خود را به ما نمایاندید و ثابت کردید که اندک افرادی مثل بنده که حساب شما را از اصولگرایان تندرو جدا می دانستند و شما را شخصیتی واقع بین می پنداشتند سخت در اشتباه بودند.

آقای توکلی!

هنوز مختصات جنبش سبز مردم ایران را نشناخته اید! پیشنهاد می کنم به جای اظهار نظرهای مغرضانه اندکی وقت صرف کنید و با جوانان و مردم سبز ایران به بحث و مناظره بنشینید. اگر اغراق نکرده باشم به جرات می گویم و با کمک خود شما ثابت می کنم که حداقل نیمی از جمعیت به قول شما جریان سبز کسانی هستند که برای ایران و نظام هزینه داده اند.سایرین هم کسانی هستند که در سه ماهه گذشته برای تحقق اهداف و آرمان هایشان هزینه هایی زیادی نظیر بازداشت و شکنجه ، تجاوز و ضربه های باتوم، زنجیر ، کابل و ... را متحمل شده اند.پس سعی نکنید این مردم را به عافیت طلبی متهم کنید و مطمئن باشید که برای آرمان ها و عقایدی که به خاک و کشور و نظامشان گره خورده است جان خود را فدا می کنند و مانند هشت سال جنگ تحمیلی از شما و دوستانتان یک گام جلوتر خواهند بود.

آقای توکلی!

با چه دلیل و برهانی این موج سبز را به "عدم تقید به شرع و ارزش های انقلابی "متهم می کنید؟ با خواندن این جمله از نامه ی شما به یاد صحبت های مرجع بزرگوار حضرت آیت الله دستغیب افتادم که فرمودند : " ... شما اهل بهشت هستید و ما اهل جهنم؟ ما که مردم را به اسلام دعوت می کنیم به ما می گویند شما مرتد هستید ولی شما که دارید دسته دسته مردم را رو به جهنم می برید و نا مسلمان می کنید و بی نماز ، و مردم می روند پیرو سایر ادیان می شوند، آنوقت شما اهل بهشت هستید و ما اهل جهنم؟ این یعنی نافهمی!!! " شما ظاهرا تجمعات و مراسم مذهبی این موج سبز را در همین ماه های گذشته و به خصوص ماه مبارک رمضان ندیده اید. خبری از مناجات های سبز این مردم در اماکن متبرکه و روزه های سبز این عزیزان حتی قبل از ماه مبارک ندارید. باز هم به شما پیشنهاد می کنم در مورد اعتقادات مذهبی این مردم سبز تحقیق کنید.اگر چه دیدارهای این مردم با مراجع بزرگوار و تجمعات آن ها در بیوت این عزیزان و حمایت آن ها از این مردم باز هم موید پایبندی موج سبز به ارزش های دینی و مذهبی و اصول انقلاب است.

آقای توکلی!

جای تعجب است در حالی که آقای خامنه ای پشتیبانی بیگانگان و دشمنان نظام از این موج سبز مردمی را نفی می کند و می گوید : "برای ما ثابت نشده است" و هنوز هیچ یک از بزرگان اتهام انقلاب مخملی را نپذیرفته اند شما باز هم اصرار دارید که مردم آزادی خواه را به خارجی ها و بیگانگان متصل کنید. باز هم رفتار دوگانه و آشفتگی در ابراز عقاید از سوی شما و به اصطلاح اصولگرایان!

آقای توکلی!

باز هم به شما هشدار می دهم تا دیر نشده سر از برف بیرون بکشید و خوب به مستندات و تصاویر این چند ماه اخیر با دقت نگاه کنید تا متوجه شوید چه کسانی قصد داشتند این تجمعات آرام و قانونی را به خشونت بکشند و تمایل ندارند این اعتراضات به شکل قانونی بیان شوند.شما قطعا بهتر از من با اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی آشنا هستید.

به شما یادآوری می کنم که این مردم به حمایت از این دو سید بزرگوار و آقای کروبی به میدان آمده اند.پس اگر حتی بر فرض محال روزی فهم نادرست شما از خواست های این مردم به واقعیت بپیوندد – که البته محال است چرا که این جنبش به دنبال انقلاب کورکورانه و سرکار آمدن نیست – بر محبوبیت این عزیزان افزوده می شود و خطری مثل آن چیزی که شما هشدار دادید این عزیزان را تهدید نمی کند. اما شما که اینگونه نگران این عزیزان هستید چگونه سکوت خود را نسبت به حمله ی چماق به دستان شریعتمدای ملعون که این روزها حملات خود را از کاغذ پاره ی کیهان به خیابان ها کشیده است برای این مردم توجیه می کنید؟

آقای توکلی!

بارها در نامه ی خود سعی کردید که اغتشاشات و خسارات حاصل از آن ها را به مردمی که آرام به خیابان ها آمدند و سکوتشان به خون کشیده شد مرتبط کنید. به شما یادآوری میکنم که برخورد های امنیتی و نظامی و اطلاعاتی ناشی از کم بودن ظرفیت نظام حاکم نسبت به منتقدین است و این که آقایان تاب شنیدن هیچگونه صدایی جز صدای خود و طرفدارانشان را ندارند. پس اشتباهات خود و دوستانتان را به گردن مردم و این عزیزان نیاندازید.

آقای توکلی!

به مکاتبه ی خود با آقای کروبی اشاره کردید. باز هم تعجب آور است که در شرایطی که نامه نگاری های بسیاری از دلسوزان و نیروهای وفادار خطاب به مسئولین از جمله آقای خامنه ای و آقایان لاریجانی بی اثر و بی پاسخ مانده و یا حتی نگارنده تهدید شده است و آماج حملات و تهمت ها قرار گرفته است و اسناد و مدارک آقای کروبی با دروغ و نیرنگ بعضی مقامات تکذیب شده است ، شما توقع موثر بودن نامه های مغرضانه ی خود را دارید. این هم قضاوت یک طرفه و غیر منصفانه ی شما!!

در آخر به عنوان فرزند جوان شما – البته از دید شما فرزند نا خلف – از شما تقاضا می کنم که دست از سیاست میخ و نعل خود بردارید و شجاعانه و نظرات خود را بیان کنید. البته نظرات به دور از حرص و غرض. برای آشنایی بیشتر با مردم و جنبش سبز و اعتقادات مذهبی و ملی این عزیزان هم با این مردم از در بحث و مناظره وارد شوید نه متهم کردن و برچسب زدن!!

آرش – ف

متن نامه آقای توکلی را در اینجا بخوانید

پاسخ علیرضا بهشتی شیرازی به احمد توکلی

سرمقاله ۳۰ شهریور ۸۸ افتاب یزد - نصيحت يا زمينه‌سازي!؟

پاسخ یک رزمنده سبز به نامه احمد توکلی

سخنی کوتاه با آقای احمد توکلی - علی شکوری راد

جوابیه عضو جوان ستاد موسوی به نامه توکلی - روح الله شهسوار

نامه‌ای به احمد توکلی/ ابراهیم رها

Thursday، September 17، 2009

دروغ های صدا و سیما نکات آموزنده هم دارد!

" در غرب اسلام دیدم اما از مسلمان خبری نبود، اینجا همه مسلمانند ولی از اسلام خبری نیست! " 

 این جمله  را سید جمال الدین اسد آبادی پس از بازگشت از کشورهای غربی گفته است که البته عده ای این جمله را به دکتر علی شریعتی نسبت می دهند. قصد ندارم بحثی راجع به گوینده داشته باشم بلکه می خواهم با توجه به این جمله و اوضاع کشور و سخنان هفته ی گذشته ی آقای خامنه ای و البته یک مثال ( گزارش دروغ صدا و سیما )  این سئوال را مطرح کنم : رهبران ایران که همیشه  از حکومت و ولایت حضرت علی (ع)  دم می زنند الگوی کشور داری علی (ع) را اجرا می کنند یا غربی ها ؟

 شنبه شب مورخ 21 شهریور 1388 شبکه ی اول رسانه ی میلی ضرغامی و دوستان در بخش های خبری مختلف گزارشی از تجمعات اعتراضی در آمریکا پخش کرد. نکته ی بحث برانگیز اینجا بود که تهییه کنندگان گزارش باز هم با غرض ورزی و پخش گزینشی اخبار مربوط به این تجمعات سعی داشتند سیاست های دولت آمریکا و اوباما را به چالش بکشانند و این نکته را به بیننده القا کنند که همه ی مردم امریکا از اوباما و برنامه های او ناراضی هستند!!

 اما حقیقت این بود که بخشی از همین تجمعات به هواداران اوباما و طرفداران سیاست های او تعلق داشت که دوستان ضرغامی با دروغگویی و پخش اخبار دلخواه خود باز هم بر طبل حماقت و بلاهت خود کوبیدند و ما را به یاد داستان کبک و برف انداختند. زمانی معتقد بودم که این آقایان با این کارها به شعور بیننده توهین می کنند اما این روزها بر این باورم این ها با پخش این قبیل گزارش ها شعور خود را یر سئوال می برند چرا که دیگر بیننده ای ندارند. اگر غلو نکرده باشم  طبق گفته ی خود آقای ضرغامی   60- 50 درصد مردم ایران برنامه های صدا و سیمای دولتی را نگاه نمی کنند.

 به موضوع مورد بحث بر می گردم.همان شب شبکه های BBC   و VOA   و CNN  نیز اخبار مربوط به این تجمعات  را پخش کردند.  اما به طور کامل و شفاف هم اعتراضات را پخش کردند و هم دفاع طرفداران اوباما را.

در بین جمعیت معترض و موافق سیاستمدارانی هم از هر دو طرف حاضر بودند و برای مردم صحبت می کردند و مخالفان دولت انتقادهای خود را بیان می کردند.

 نکته ی آموزنده ای که در تیتر مطلب به آن اشاره کردم اما همین جا بود : حضور مخالفان دولت در خیابان ها به صورت تجمع آرام و بیان انتقادات و مطالبات خود! 

دروغگوهای صدا و سیما به این نکته دقت نکردند پخش اخبار همین تجمع های اعتراضی این سئوال را برای اندک بیننده های این اخبار ایجاد می کند که چرا این اتفاق در ایران نمی افتد؟! چرا در آمریکا و سایر کشورها مخالفان می توانند آزادانه انتقاد کنند ، تجمع داشته باشند و پلاکارد در دست بگیرند اما در ایران فکر کردن به این گونه اعمال هم جرم محسوب می شود البته بر خلاف متن صریح قانون اساسی!

چرا در آمریکا و سایر کشورها منتقدین دولت بازداشت نمی شوند و کسی آنها را به قصد براندازی یا اقدام علیه امنیت ملی محکوم نمی کند؟!

 سئوالی که باید از ضرغامی و اربابان او پرسید همین است : در چهار سال گذشته چند تجمع اعتراضی در ایران برگزار شد؟ اخبار مربوط به کدام تجمع به صورت شفاف و واقعی در رسانه ی میلی! منعکس شد؟ کدام تجمع  توسط نیروهای نظامی و انتظامی و لباس شخصی ها به خشونت کشیده نشد ؟ چند نفر دستگیر شدند ؟ چند نفر محاکمه شدند؟ تجمعاتی مثل اعتصاب کارگران،معلمان و تجمع سالگرد 8 مارس سال گذشته و البته تجمعات خرداد ماه و تیرماه امسال.

 ای کاش دوستان خودشان هم به این نکته ها توجه داشتند که در کشوری  که ما به خاطر گوانتانامو و ابوغریب دولتمردانش را متهم می کنیم این امتیازهای مثبت هم وجود دارد. باز می گردم به همان جمله ی معروف که در بلاد به قول دوستان ما بلاد کفر!! اسلام واضح تر مشاهده می شود، برخورد های حضرت علی (ع) با مخالفان خود را در پست قبلی شرح دادم و نصیحت های آن حضرت به مالک اشتر.

 می خواهم از آقای خامنه ای و دست نشانده اش احمدی نژاد بپرسم : شما چقدر تاب شنیدن صدای مخالفان و منتقدان خود را دارید؟ 

 آقای خامنه ای ! در مطلب قبلی یادآوری کردم که علی (ع) با مخالفان خود صحبت می کرد و پاسخ نامه های آن ها را می داد. شما به آخرین نامه ی انتقادی که یکی از دوستانتان  نوشته بود و در آن شما را پدر خطاب کرده بود هم پاسخ ندادید!

شما که دیکتاتوری و استبداد دینی خود را با ولایت آن امام بزرگوار شیعیان مقایسه می کنید پاسخ دهید که آیا دولت آمریکا و سایر کشورها که این گونه به حقوق مردم خود احترام می گذارند ( و به قول همان حضرت مردم در آن کشورها  بدون لکنت عقاید خود را بیان می کنند ) و انتقاد ها را می شنود الگوی حکومت علی (ع) را اجرا می کنند یا شما که همه ی منتقدین و حتی دلسوزان را دشمن می دانید و آنها را به برخورد و " داغ کردن " تهدید می کنید؟؟


27 شهریور روز قدس 

صدای مظلومیت مردم ایران را به گوش جهانیان و حامیان دولت کودتا می رسانیم

Friday، September 11، 2009

آقای خامنه ای !!! مملکت علی (ع) جولانگاه دزد و راهزن نبود!


امروز جمعه 27 شهریور 1388 سید علی خامنه ای که این روزها آماج انتقاد های به حق ایرانیان از مردم عادی تا بزرگان و نخبگان قرار گرفته در یک سخنرانی مضحک و تعجب آور ، خود و حکومت جور و ظلم خود را با حکومت مولای متقیان که این روزها شیعیان جهان سوگوار او هستند مقایسه کرد. خود را با مردی مقایسه کرد که شرح عدالت ورزی های او در زمانی که عهده دار خلافت مسلمین بود غربی ها و پیروان سایر ادیان را هم به مدح و ستایش شخصیت او واداشته است. جالب اینجاست که این آقا فقط در مواردی که برخورد های علی (ع) موید رفتارهای ظالمانه ی ایشان است به آنها توجه می کند و در مواردی که باید به پند های آن حضرت در زمینه ی برخورد با مردم و رعایت حقوق مردم توجه کند آنها را نا دیده می گیرد.

آقای خامنه ای !
شما درست می گویید ، علی (ع) هم در جاهایی با دشمنان برخورد های تند داشت، اما در زمانی که آنها روی به خشونت می آوردند و منطق تیغ و شمشیر را پی می گرفتند نه در جایی که مردم با سکوت و راهپیمایی های مسالمت آمیز سعی داشتند صدای خود را به گوش ناشنوای شما برسانند.

آقای خامنه ای!
علی (ع) زمانی که دید مردم او را نمی خواهند ، زمانی که متوجه شد اوضاع جامعه به گونه ای است که مردم تمایل دارند شخص دیگری زمامت جامعه را به عهده بگیرد 25 سال خانه نشینی را به ایجاد حکومت از طریق جنگ و خونریزی ترجیح داد و در مقابل خواست مردم مقاومت نکرد. شما حاضرید 25 روز دست از حکومت بردارید؟ نه! شما به شدت شیفته ی قدرت شده اید! ولواینکه این قدرت با خونریزی و قتل و جایت به دست شما برسد.

امروز همانطور که در 29 خرداد 1388 ثابت کردید که جمهوری اسلامی را درک نکرده اید و به دنبال برقراری جکومت اسلامی و خلافت ولی فقیه هستید، باز هم بر طبل زورگویی خود کوبیدید و برای مردمی که شما مشروعیت خود را مدیون آن ها هستید واین روزها باید از آن ها مشروعیت خود را گدایی کنید خط و نشان کشیدید.

آقای خامنه ای!
علی (ع) به دشمنان و مخالفان خود اجازه ی عرض اندام و ابراز عقیده می داد.مخالفان علی با او به مناظره می نشستند، برای علی (ع) نامه می نوشتند و علی (ع) به آنها پاسخ می داد. علی (ع) در عهد نامه ی خود به مالک اشتر نخعی از او می‏خواهد، قسمتی از وقت خود را به مردم اختصاص دهد، تا آنان در کمال آزادی و بدون هیچ لکنت زبانی، نیازها، اعتراضات و شکایات خود را مطرح نمایند و تأکید می‏کند که مبادا محافظان تو مانع از رساندن پیام‏های مردمی به شما شود: «پاره‏ای از وقت خود را برای نیازمندان خود قرار ده که در آن وقت خویشتن را برای رسیدگی به امور ایشان آماده کنی. در مجلس عمومی بنشینی، برای خدایی که تو را آفریده تواضع کنی، لشکر و یارانت از گروه محافظان و پاسداران را از جلوگیری رسیدن صدای مردم به خودت بازدار، تا سخنگوی آنان در کمال آزادی و بدون لکنت زبان و ترس با تو سخن بگویند». شما می توانید این کار ها را بکنید؟ اگر توانستید شاید بشود شما را بامالک اشتر مقایسه کرد!! نه با مولایمان علی (ع) که فرزندان خود را در همین شب ها به ملایمت و مدارا با قاتل خود دعوت می کرد. راستی شما به کدام یک از نامه هایی که در این مدت دلسوزان و منتقدین برای شما نوشتند پاسخ دادید؟ البته پاسخ دادید اما فقط به نامه هایی که نویسنده شما را ستوده بود و یا دیدارهایی که برای مدح و ستایش های تهوع آور جیره خواران از شما ترتیب داده شده بود.


آقای خامنه ای !
چندی پیش در یک اظهار نظر ابلهانه ما را متهم به ترسیم کاریکاتور انقلاب 57 کردید . دیروز بیانیه ی جوانان حزب اعتماد ملی این رفتارها و دستگیری های وحشیانه ی مزدوران شما را به کاریکاتور رفتار های دهه ی 50 تشبیه کرد.

من هم در این یادداشت با توجه به اظهارات شما در نماز امروز خدمت شما عرض می کنم که دیکتاتوری شما کاریکاتوری است که ناشیانه قصد دارید آن را به عدالت علی (ع) تشبیه کنید!!!

پ.ن 1 : تیتر این مطلب مربوط به اتفاقی است که امشب بعد از افطار برایم حادث شد. افطار را که خوردم تصمیم گرفتم در خیابان های خلوت شهر قدمی بزنم. در یکی از خیابان های خلوت مورد هجوم دو نفر موتور سوار قرار گرفتم که با تهدید چاقو ( البته بیشتر شبیه قداره بود تا چاقو ) گوشی موبایل و پول هایم را سرقت کردند. نکته ی جالب ریش های مرتب و نسبتا بلند و لباس مشکی هر دو نفر آنها بود، از خودم پرسیدم : "دزد ها هم در ایام عزاداری امام علی (ع) سیاه می پوشند و صورت اصلاح نمی کنند؟!! شاید هم من توسط برادران ذوب شده در ولایت خامنه ای مورد هجوم و سرقت قرار گرفتم!!!

پ .ن 2 : نکته ی جالب تر این بود که وقتی بر خلاف میل باطنی ولی به اصرار دوستان به کلانتری منطقه مراجعه کردیم با صحنه ی جالب تری مواجه شدم: فقط 3 نفر در کلانتری بودند : سرباز نگهبان جلوی در و دو نفر گروهبان. دوستم به شوخی بهم گفت : الان می تونیم کلانتری رو تصرف کنیم !

سئوال : در خیابان ها که خبری از ماموران و گشت زنی نبود، در کلانتری هم کسی را ندیدم، ماموران کجا بودند؟ قضاوت با شما!!

پ .ن 3 : امروز داشتم در آرشیوم جستجو می کردم که به فایل سخنرانی مرحوم طالقانی برخوردم . به راستی ابوذر زمان بود. فایل این سخنرانی را در دو فرمت ogg و amr برای دانلود گذاشتم. حتما دانلود کنید و گوش کنید تا متوجه شوید که بی جهت این لقب را به او نداده اند.




گوشه ای از سخنان مروحوم طالقانی : " ... نتیجه اش پیدا شدن مستبدینی است،همانطو که در تاریخ گذشته مان بوده است و در تمام ادوار تاریخی، دیگر رحم به صغیر و کبیر ما نخواهند کرد.در چنین محیطی است که یک انسان خودخواه و در عین حال با هوش و زرنگ، سر بیرون می آورد. از چه راه مردم را می فریبد؟ از طریق وعده ی آب و نان! ...... این انسان برای رسیدن به هدف همه جور وسیله را توجیه می کند! دین را به استخدام می گیرد، شرف و انسانیت را به استخدام خود می گیرد، دروغ می گوید، فریب می دهد، خدا را شاهد می گیرد که من دلسوز ترین مردم برای شما هستم! ..... ولی روحیه اش لجوج ترین، کینه ورزترین مردم است نسبت به خلق. تا وقتی سوار کار نشده وعده می دهد، همین که سوار شد دیگر به هیچ چیز رحم نمی کند."

روحش شاد .




Sunday، September 06، 2009

در حاشیه ی سفر هوگوچاوز به ایران / صادر کردن انقلاب اسلامی یا وارد کردن کمونیسم و فساد !

ظاهرا این آقای چاوز تعارف شاه عبدالعظیمی احمدی نژاد را جدی گرفتند و باورشان شده که ایران خانه ی دوم ایشان و رفیق های کمونیستشان است و هر موقع بیکار می شوند و تصمیم می گیرند یک سفر دور دنیا داشته باشند یک اقامت چند روزه را هم در ایران برنامه ریزی می کنند! البته از آنجایی که سران نالایق ایرانی باید به حمایت همین چند کشور ضعیف و بی اعتبار در دنیا دلخوش کنند لازم است تا احمدی نژاد و متکی از جیب مردم این سرزمین و از سرمایه های ملی ما برای این کمونیست فاسد خرج کنند!!!


هوگو چاوز همان کسی هست که اگر اشتباه نکنم در سال 1385 حسن عباسی ( فردی معلوم الحال که علی رغم ادعاهای خود و طرفدارانش این روزها برای همه روشن شده است که از کجا خط می گیرد و ماموریت تخریب چه شخصیت هایی را بر عهده دارد) درمیان تعجب بعضی از کمونیستها و البته مسلمانان یک جلد قرآن کریم به او و کشورش اهدا کرد!!!!!! من که در آن زمان به اقتضای شرایط سنی و از طریق بعضی دوستان با تعدادی از فعالان چپ ارتباط داشتم و البته اندک مطالعه ای هم در باب اعتقادات این عزیزان کرده بودم، برایم این سئوال مطرح شد که این اهدای قرآن چه فلسفه ای دارد؟ یا بعد ها که تصویری از همین کمونیست فاسد را با چفیه ی فلسطینی دیدم از خودم پرسیدم این آقا اصلا فلسفه ی چفیه انداختن را می داند؟ کسانی که این چفیه را امروز به بازی گرفتند و به گردن این مردک هم انداخته اند برایش توضیح داده اند که این چفیه بر روی گردن چه بزرگمردانی جا داشته است؟

بعد ها فهمیدم که این عزیزان که این کارها را انجام می دهند سعی دارند انقلاب و اسلام را به همه ی دنیا صادر کنند، در حالی که در صادر کردن آن به نقاط مختلف ایران عاجز مانده اند و اقدامات این دشمنان دوست نما نتیجه ای جز دین ستیزی در بین مردم ایران نداشته است.( تا چند وقت پیش فکر می کردم دین ستیزی مقوله ای است که فقط در بین جوان تر ها شایع است اما متاسفانه این چند وقت اخیر نشانه های آن را در بین همه ی اقشار می بینم! )


در اقدامی دیگر این عزیزان سال 1386 فرزندان فرمانده ارنستو چه گوارا ( من برای این مرد خیلی احترام قائلم و همیشه نام او را با پیشوند فرمانده ذکر می کنم ) را به ایران دعوت کردند و آقای قائمی در جلسه ای با حضور این عزیزان سعی داشتند به ایشان القا کنند که پدر شما کمونیست - لنینیست نبوده ! و در اعتقادات او می توان نشانه هایی از مسیحیت یافت! ظاهرا در این مورد سعی داشتند ابتدا این عزیزان را مسیحی کنند و بعد مسلمان.

اما در مورد هوگو چاوز احمدی نژاد در جایی گفته است : روحيه برادر چاوز قرابت زيادي به روحيات اسلامي دارد! حال این سئوال برای ما مطرح است که روحیه ی ایشان به کدام روحیات اسلامی قرابت دارد؟ روحیاتی که شبیه روحیات صدام و بشار اسد است!؟
این آقایی که چفیه ای را به گردن می اندازد که رزمندگان ما بر گردن می انداختند و برای آن حرمت قائل بودند و خیلی از آنها شهید شدند و جانباز، همان کسی است که تا چند سال پیش با صدام حسین رفیق گرمابه و گلستان بود و او را هم مانند احمدی نژاد در آغوش می گرفت. آری ! صدام حسین که دست او و رژیم بعث به خون خیلی از جوانان این سرزمین آلوده شده است و سربازان بعثی به زنان و دختران ایرانی هم رحم نکردند. همان صدام حسین که با استفاده از سلاح های شیمیایی برای ما یادگاری هایی گذاشته که هنوز در ایران و خارج از ایران بر روی تخت های بیمارستان و به کمک کپسول های اکسیژن به سختی نفس می کشند!



دوستی با دوست قاتل جوانان ایرانی و ادعای تبلیغ انقلاب اسلامی!؟ به کجا می رویم؟

نکته ی جالب تر آنکه این آقا که بر اساس ادعای دوستانش روحیات اسلامی دارد و احمدی نژاد را در آغوش می گیرد و در کنار آقای خامنه ای می نشیند ، همان کسی است که در دوستی با بسیاری از ستاره های فاسد هالیوود و فیلم های پورنوگرافی سابقه ی طولانی دارد و آنها را نیز در بر می گیرد و می بوسد و گاهی اوقات بوسه بر دستان اینها می زند. حالا کجای این روحیه اسلامی است ، باز هم قضاوت با شما.


هوگو چاوز و نائومی کمپبل ستاره ی انگلیسی فیلم های پورنو

برادر چاوز و فاحشه ها!!!

به شخصه نگران این هستم که به زودی به جای صادرات انقلاب اسلامی مجبور به واردات کمونیسم این عزیزان و یا اهدای کتب مارکس از سوی کمونیست ها به سران ایران باشیم و یا کم کم شاهد واردات فساد رایج در این کشور ها به ایران عزیز باشیم.
پ.ن 1 : هنگامی که این مطلب را می نوشتم خبر جدیدی از سفر این آقا نشنیده بودم ولی چند ساعت پیش شنیدم که ایشان فرمودند ما با مردم اسرائیل مشکلی نداریم، و از آنها خواسته با دولتشان همکاری نکنند! این دیدگاه محترم است اما باید دید این برادر چگونه می خواهد این دیدگاه خود را برای احمدی نژاد که به کل وجود این سرزمین را منکر می شود و خواستار نابودی آن شده است توجیه کند.
پ. ن 2 : شب گذشته شبکه ی صدای آمریکا مصاحبه ای داشت با استاد شجریان. ایشان یک جمله در باب اوضاع مملکت و سران فرمودند که جای تامل دارد . فرمودند : این ها از این به بعد نمی توانند مملکت را اداره کنند و فقط می توانند اوضاع کشور را کنترل کنند!